نام یار
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت سـنبـل پر شـکنـش هیچ گرفتـار نـداشت این همه مشتری و گرمـی بـازار نـداشـت یوسفی بـود ولـی هیـچ خریدار نـداشـت اول آن کس که خـریـدار شـدش من بـودم بـاعـث گـرمــی بــازار شـدش مـن بـودم عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسـوایـی من شـهـرت زیبایـی او بس که دادم همه جا شرح دل آرایی او شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او بیستون سوخته ای با دل ناشادی مرد مـژدگـانـی بـده پـرویـز که فـرهادی مـرد آنکه در همهمه های همه ی هق هق ها تو به درد دل او گوش نمی دادی مـــرد!! دوستـان شـاهـد مـردانـگـی او بـودنـد دشمنان شایعه کردند که شیادی مرد!!! شاعر خانه خرابی که فقط در جـا زد پشت این دهکده از شدت آبادی مرد!!!؟ روی پیشانیم داغ مضحکی است داغ شور و اشتیاق مضحکی است فصلتان بد نیست اما خوب من باغ بـی پاییز باغ مضحکی اسـت پیش کش مال خدایان خودت آسمانت چهلچراغ مضحکی است حسن لیلی اشتباه قیس بود ورنه آهو هم الاغ مضحکی اسـت!!!!! درس اول:عاشق و معشوق وعشق چه جناس و اشتقاق مضحکی است کفـتـر دنـیـای رویـای شمـا در نگاه من الاغ مضحکی است پیش می آید تحمل کن بشر زندگی هم اتفاق مضحکی است!!!!!! .خدایا می خواستم بنویسم از شب قدر !! با خودم گفتم آخه من؟ چه جوری؟چی بگم؟آخه با چه رویی؟ ولی خدایا خودت منو آفریدی خودت می دونی که من به این راحتیا از رو نمی رم. خدایا هر سال شب قدر حالی بهم دست می ده که هیچ وقت تجربه اش نکرده ام. خدایا نمی دونم امسال هم این جوری می شم یا نه. هر وقت گریه می کنم حالم ولی شبهای قدر وقتی گریه می کنـم بر عکـس همیشه حالی بهـــم دست می ده مثل این که تازه متولد شدم. نمی دونم خوبه یا بد. نمی دونم امسال لیاقت اشک ریختن رو بهم می دی یا نه؟ آخه عزیز مهربونم مگه ما آدما جز تو چه کسی رو داریم دیگه؟ خدای من... تو که می دونی تنها پناه من تویی.پس نذار ازت دوری کنم.نذار پیرو شیطان بشم. خدایا یه کاری کن قدر این شب های قدر رو بدونم. خدایا خودت گل اشک تو چشام بکار!!!دلم خونه خودت دستمو بگیر تا بازم یا علی بگم و بلند بشم. خدای امشب منتظرتم.خودتو بهم نشون بده.می خوام ببینمت. تنهام نذار عزیز مهربونم. خدایا امشب می خوام ببینمت. هر ثانیه از غرور خود می کاهم اول بنویس من به تو بد کردم بعداً بنویس معذرت می خواهم! نقطه سر سطر بی تویی دشوار است بعد از تو زمین و آسمان دیوار است ایثار کن و ادامه اش را بنویس زن ساده ولی مرد خیانتکار است نقطه سر سطر من قلم را کشتم بنویس کبوتر حرم را کشتم بنویس به آسمان خیانت کردم ابلیس شدم فرشته ام را کشتم!!!! منتظر عاشقان هستیم عاشقانه تری جملات در مورد علی (ع) وعده دیدار در وبلاگ عشق و دوستی حسین و با سر سختی طوفان زندگی در نبرد تا می توانی بایست و ایستادگی کن ولی آن وقت که نه پای رفتنت ماند و نه تاب ایستادن بنشین و صبر کن و بدان که طوفان های زندگی را هم دورانی است و می گذرند و می گذرانندت که برخیزی مهم این است مهم این است که تو برای برخاستن مهیا باشی.
.....کاری را آغاز کرده ام که سالها انجامش را به فراموشی سپرده بودم. کاری که حاصلش، کشف آن که! من کیستم؟ و در طلب چیستم؟ می خواهم انتخاب کنم. و آنگاه که تصمیم خود را نه در پایه ی وظیفه که بر مبنای اختیار بگیرم، به یقین، برای خود، برای مردمی که دوستم دارند و برای مردمی که به آنها عشق می ورزم، تصمیمی پر ثمرتر خواهم بود!!!!!!!!!! برای امری که قصد انجامش را کرده ای... بپاخیز! و با شایستگی آنرا به انجام برسان، برای آنکه عاشق آنچه می خواهی باشی، بپاخیز! و عاشقی صمیمی باش، برای آنکه در جنگل گام برداری،و ذره ای از طبیعت باشی،بپاخیز!بپاخیز! تا مهار زندگی ات را در دست گیری، هیچ کس دیگر را یارای آن نیست که این، همه را برای تو به انجام رساند بپاخیز! تا زندگی ات را شادمانه بسازی. بپا خیز!!!!!!

خودت یه کاری کن بازم بتونم گریه کنم.
وعده دیدار ۱۹تا ۲۱رمضان ۱۳۸۸
http://mina2009c21.blogfa.com

| Design By : Night Skin |



